الفيض الكاشاني
245
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
مكتوب 62 بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى وليّي في اللَّه و عوني إِلى اللَّه الأمير محبّ الملّة و الحقّ والدّين الشيخ محمّد نصره اللَّه و أيّده بمنّه . پيروى از اهل بصيرت امّا بعد ؛ چنانچه اعضاء آدمى به جد در كار باشد بى آن كه دانشى در ايشان باشد به دانشى كه در دل است ، همچنين جماعتى كه پيروان صاحب بصيرت باشند كار كنند به بصيرتى كه در آن صاحب بصيرت است ، ليكن روز قيامت اعضا رنگِ روح گيرند تا آن كارها كه نه به دانش خود مىكردند همه با دانش شود و ذوق دانش به همهء وجود آدمى رسد ، ضربى « 1 » از رسيدن . و همچنين پيروان صاحب بصيرت رنگ او گيرند تا آن اعمال كه نه از بصيرت خويش مىكردند عين بصيرت گردد . و اگر كسى بر قانون صدق و اخلاص متابعت صاحب بصيرت به جاى آورد در مدّت اين حيات از اذواق صاحب بصيرت چيزى در او حاصل شود . همين كه عمل مجرّد كند امّا به شرط اخلاص و بر اين بميرد ، بعد از مرگ خداى عزّوجلّ از آن اذواق وى را چشاند . اخلاص غرض آن كه سالك صادق بايد كه جز با كاركردن و راه رفتن بر قانونى كه باز نمودهاند كار ندارد . و اگر حصول چنان اذواق كه عارفان نشان مىدهند در خود نيابد از رَوِش باز نايستد و بداند كه آنان كه
--> ( 1 ) . ضربى : گونهاى .